شهید حسینعلی امیری

اطلاعات و وصیتنامه شهید امیری

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام خدمت دوستان عزیز.وصیتنامه شهید امیری در این قسمت در معرض دید دوستان قرار میگیرد

 

 

الذین آمنو و هآجرو و جاهدو فی سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عندالله و اولئک هم الفائزون

سوره توبه آیه20

 

 

با درود به محضر ولی عصر امام زمان(عج)و نائب بر حقش امام خمینی و درود بر خانواده های شهدا،اسزا،معلولین و مفقودین و درود بر ملت شهید پرور ایران.

زندگی برایم زیباست با همه زشتی هایش،شیرین است با همه تلخی هایش،لبخند است با همه گریه هایش،تازه است با همه کهنگی هایش،سبک است با همه سنگینی هایش و بالاخره گرم است با همه سردی هایش.

با تمامی این اوصاف باید رخت سفر را بر بست و دار فانی را وداع گفت.

گرچه گلی هستم میان تازه گلها و وقت چیدنم نیست،جوان هستم و موقع زیر خاک رفتنم نیست،اما به دلیل اینکه زندگی دوباره به من لبخند نخواهد زد و فنا شدن را پذیرفته ام و میخواهم با دلی گرم به استقبال خاک سرد بروم.

پس حال که خورشید زندگی ام بر نوک قله قلبم آخرین فروغش را به رگهای بدنم تزریق میکند و قطره ای از خونم جریان دارد چند کلامی به عنوان وصیتنامه بر روی صفحه سفید کاغذ به رشته تحریر در می آورم تا سنگ تمام گذاشته باشم بر اینکه همه بدانند داوطلبانه  وآزادانه و   بدون هیچ اجباری راه پر پیچ و خم جبهه را انتخاب نموده،اگر چه میدانم پایانش مرگ و نابودی است ولی تا انتهای خط میروم.ای دوستان زندگی همیشه بهار نیست گاهی ابر خزان بر آن سایبان مرگ می افکند و دست بی وفای روزگار با وفا ترین دوستان را از هم جدا می سازد.

اگر روزی چنین شد بر این مکتوب بنگر و بخاطرم قطره اشکی بریز،آری بهاری که گلهای قشنگی در برداشت و با طراوت و شادابی شان که حاکی از یکرنگی ها و صمیمیت ها و محبت ها بود جذابیت خاصی بر طبیعت میبخشیدند تا سایر موجودات از آنان بهره مند گردند اما افسوس که باغبان جلاد سرنوشت،در کمال ناباوری جفاکاری را پیشه کرده و گلهای نورس گلزار ها را با شمشیر شقاوت قلع و قمع نموده و برای همیشه در زیر خروار ها خاک مدفون کرده و به جای برگهای قشنگ و دوست داشتنی گل پارچه های سیاه بر گلزارستانها مفروش نمود تا مرگ را بر ای سایر گلها به ارمغان بیاورد،خوشبختی در این جا بود که عکاسان قبل از پر پر شدن گلها آنهم بالای قبرشان در قبرستانها مشاهده میگردید.

آری گلزاری جدید اما بی روح و بدون عطر طراوت بوجود آورده بودند که نه فقط یادگاری باشد از آنها،که دنیا بداند روزی چنین گلهایی عرصه ی گیتی خود نمایی میکردند و حال اینگونه مظلومانه در دامان خاک آرمیده و تا ابد با زندگی مسرتبخش و شادی آفرینشان وداع گفتند.

در سراسر دنیا هر روز حوادثی ناگوار اعم از طبیعی و مصنوعی پدید می آید که همگی گریبانگیر انسان های محروم و بی سرپناه میشود،در هند سیل می آید،هوا طوفانی و هزاران طن کشته با آواره میشوند.در آفریقا هر روز بر اثر فقر و گرسنگی عده ای به ناچار تسلیم مرگ میشوند و از طرفی سیاه پوستان آمریکا و عرب های فلسطینی زیر چکمه های د‍ژ خیمان آمریکا و اسرائیل لگدمال میشوند و دراین بین به ایران آرام و بی سروصدا جنگ خانمانسوز جنگ را تحمیل می کنند اما در اینجا تیرشان به سنگ میخورد و با رادمردان،غیور مردان و شیر دلان ایرانی روبرو میگردند که با اهدا نمودن جان و مال خویشتن راه نفوذ را بر ورود هر بیگانه ای مسدود کرده و تا سر حد امکان از اسلام و وطن خود حراست می کنند.

ملتی که در این جنگ جز با از دست دادن بهترین سرمایه زندگی شان (فرزندانشان که آرزو داشتند در لباس دامادی ببینندشان،در پارچه سفید چلواری هنگام دفن در حجله تاریک قبر ملاقاتشان می نمایند)و محروم شدن از تمامی فراغت و رفاه زندگی و آواره شدن و بی خانمان هزاران تن از آنان چیز دیگری عایدشان نگردیده ، فقط یک چیز آنهم اسلام.

آری:

ای مسئولین و دست اندرکاران جمهوری اسلامی هشیار باشید این ملت محروم و ستم دیده که سرا سیمه و سر از پا نشناخته جان و مال خویش را تقدیم انقلاب نموده و««فاستقم کما امرت»»

هستند در برابر تمامی مصائب و مشکلات فقط بخاطر مصون و محفوظ ماندن مکتب مقدس اسلام در جهان و رضایت خداوند تبارک و تعالی است نه به خاطر فلان زید و فلان شخصیت.

پس سعی کنید تمامی اعمال و برنامه هایتان فی سبیل الله و مورد رضایت مردم باشد.

در فکر منصب و مقام نباشید و فقط پشتوانه خود را که این ملت محروم است دلگرم نموده و به آنان رسیدگی کنید زیرا که هیچ قدرتی و دولتی بدون پشتوانه مردم ثابت و استوار نمی ماند.

دوستان عزیزم اگر چه ممکن است مصدع اوقات شریفتان گردم اما همانگونه که شیرین ترین لحظات زندگی ام را در تمامی اوقات با شما بودم و تلخترین لحظات آنرا هم شما در کنارم باشید تا آسوده خاطرتر به استقبال قبر تاریک و ظلمانی بروم ، پس تابوتم را خودتان بر دوش گرفته و آرام آرام با چهره بشاش خبازه ام را تا لب گور بدرقه نمایید تا همه بدانند اگر حسین در زیر خروار ها خاک مدفون گردیده و با تمامی امیال و آرزوهایش در اعماق اقیانوس بیکران و وحشتناک مرگ مغروق گردیده ، دوستانی دارد که زورق و نا مرادش را به ساحل امید برسانند.

آخرین پرواز پرنده را به خاطر بسپار که پرنده رفتنی شد

در مجالس و مراسمات از این حقیر و عاصی تمجید و تحلیل بعمل نیاورید زیرا لایق آن نیستم و هرچه مظلومانه تر خاطرات زندگیم به باد فراموشی سپرده شود خوشحال تر میشوم.زیرا آنقدر کوله بار معصیتم بر دوشم سنگینی میکند که توانایی حمل آنرا ندارم،پس از خداوند رحمان و رحیم بخواهید که گناهانم را بخشیده و از سر تقصیراتم بگذردتا لااقل حال که کار صوابی انجام نداده ام معصیت کار از دنیا نروم.

در پایان پدر مهربانم،مادر ستم دیده ام و برادر گرامیم.اگر چه نتوانستم در ایام زندگانی ام خدمتی به شما نموده تا جبران زحمات شما را بنمایم مرا حلال کنید اگر چه آرزو داشتید در این سن جوانی مرا در لباس و حجله دامادی ببینید خوشحال باشید که قبل از رسیدن به آن در حجله واقعی سنگر ، آذین بندی شده از گونی و تخته و خاک معشوق خود را دیده و با او هم آغوش شدم.عروس که چیزی جز مرگ برایم به ارمغان نیاورد.

امیدوارم که شهادت مرا به رخ کسی نکشیده تا آسوده خاطرتر و با وجدانی راحت تر با خاک سرد مدارا کنم.پس افتخار کنید که فرزند برومندی از خانواده تان را تقدیم اسلام نموده اید و از خدا بخواهید که مرا در زمره شهدای واقعی قرار دهد.

والسلام

حسینعلی امیری

تاریخ:لحظه شهادت

 

پایان وصیتنامه شهید حسینعلی امیری

 

 

 

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۹۲ ، ۲۰:۳۲
حسین امیری

در راستای تکریم خانواده معظم شهدا جمعی از ستاد یادواره شهدای ادوات و ضدزره از خانواده مکرم شهید حسینعلی امیری سرکشی نمودند

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۲ ، ۱۷:۰۰
حسین امیری

«ای مسئولین و دست اندر کاران جمهوری اسلامی !هوشیار باشد؛این ملت محروم و ستمدیده که سراسیمه و سر از پای نشناخته جان ومال خویش را تقدیم انقلاب می کنند و در برابر مشکلات ایستادگی می کنند فقط به خاطر مصون و محفوظ ماندن مکتب مقدس اسلام در جهان اسلام و رضایت خداوند است نه به خاطر چیز دیگری. پس سعی کنید تمامی اعمالتان و برنامه هایتان فی سبیل الله ومورد رضایتِ مردم باشد. »

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ آبان ۹۲ ، ۱۰:۳۱
حسین امیری

در سال 1342 آنگاه که نبض سرخ انقلاب در عرصه های قیامی خونین ،سبز می طپید و نهال نوپای انقلاب در سایه سار دستان مهرگستر پیر تاریخ نضج می گرفت ،در اردکان فارس نوزادی متولد شد تا جزء یاران کوچکسال رهبرش باشد و در براندازی بساط دژخیمان زمان با دیگر گلگون کفنان دیار عشق همراه وهمصدا شود .

او را حسینعلی نامیدند تا رهرو راستین سالار شهیدان کربلا باشد و چون مولایش حسین (ع) سرو تن را قربانی راه حق و حقیقت کند . حسین از همان اوان کودکی انس و الفتی خاص با قرآن داشت و در مجالس دینی و مذهبی با لحنی زیبا و دلنشین به تلاوت قرآن و دعا می پرداخت .

او تحصیلات خود را تا پایان مقطع متوسطه ادامه داد و این دوره از تحصیل را با دریافت مدرک دیپلم تجربی به پایان رسانید. آن عزیز همزمان با درس ومدرسه به دریای خروشان انقلاب پیوست و با مشتهای گره کرده و فریاد الله اکبر به مقابله با مزدوران جلاد رژیم شاه پرداخت .

پس از پیروزی انقلاب اسلامی و پس از فراغت از تحصیل به عضویت سپاه پاسداران د رآمد و در این کسوت مقدس به پاسداری از کیان و شرف اسلامی ملت مسلمان ایران پرداخت . این رهرو راستین علاوه بر رعایت موازین شرعی و پایبندی به مسائل مذهبی ، در زمینه هنر خطاطی ، ورزشی و نقشه کشی ساختمان نیز از تبحر بالایی برخوردار بود . او با حضور چشمگیر و فعال در عملیت والفجر 1 و عملیات غرور آفرین والفجر 8با بر عهده گرفتن مسئولیت گردان هدایت آتش ،حماسه هائی بیادماندنی از خویش بیادگار گذاشت وسرانجام پس از سالها مجاهده و مبارزه در عملیات کربلای 5 در تاریخ 24/10/65 با بر عهده داشتن معاونت گردان پشتیبانی لشکر 19 فجر بر اثر اصابت ترکش در خاک خونین شلمچه درلجه ی غوطه خورد و کربلا کربلا گویان از غربت خاک به آشیانه قدسی افلاک پر کشید .

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ آبان ۹۲ ، ۱۰:۲۵
حسین امیری